آدمها وقتی مطابق عرفهای جامعه زندگی میکنند، بعد از مدتی با انبوهی از انسانهای شبیه به خودشان احاطه میشوند. رفاقت چند فرد با شکستها و پیروزیهای کم و بیش مشابه [که در تعامل با یکدیگر، به همدیگر حق نیز میدهند] باورهایشان را به هم نزدیک میکند و در آنها احساس طبیعی بودن به وجود میآورد. بودن در وضعیت «اکثریت» این احساس را به آنها میدهد که اگر کسی، تنها یا مغایر با عادات آنها زندگی کند، یا دیوانه است یا دیوانه خواهد شد. حال آنکه اغلب خودشان نیز در اعماق تباهیهایی دست و پا میزنند که نمیبینند. آدم تنها هم که شاهدی در زندگیاش ندارد [و کسی هم نیست که اشتباهاتش را توجیه کند یا به او حق بدهد] کمکم به این برآیند میرسد که حتما دیوانه است و اینگونه کودنهای اکثریت برای اقلیتها دلسوزی میکنند؛ در حالی که خودشان نیز به همان اندازه مستحق دلسوزیاند؛ چرا که تباهی تبعیض قائل نمیشود.
برچسب:
نویسنده: prime